ماه اندوه


بوی مهر،بوی آشنای مدرسه

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

مهربوی مدرسه میدهد،بوی کیف وکتاب نوومدادهای تراش نخورده.مهربوی مدرسه میدهدبوی آدم های جدیدی که قراراست9ماه تمام همکلاسشان باشی.آدم هایی که بعدا"دست نیافتنی می شوند.مهر بوی مدرسه میدهد برای کودکان ونوجوانی که این روزها ازاین مغازه به آن مغازه میروند تاخودرابرای روز اول مهر آماده کنند.مهربوی مدرسه میدهد، چه فرقی می کند که این مدرسه درخاطرات سالهای پیش ما جا مانده باشد و غباری از زمان چهره ی آدم های درون آن راتارکرده باشد.مهر بوی مدرسه میدهد،حتی اگرآن قدربزرگ شده باشی که دیوارهای بزرگ مدرسه دیگر رفیقت نباشد.مهر بوی مدرسه میدهد،حتی اگرمعلم کلاس اول ابتدایی ات زیرخروارها خاک خفته باشندوهم بازی های شاداب دوران کودکی ات هرکدام درگوشه ای افتاده باشند یا درقاچ سربی محصورشده اند. درآخر مهر بوی مدرسه میدهدهمین مهم است!این روزها اول مهر کودکان قدونیم قدرامی بینی که بالباس های رنگارنگ وبعضی بتازگی به یک شکل(مدارس غیر انتفاعی)خیابان های نازیبا وبی منظره شهرمان را پراز زیبایی وحجم زندگی کرده اند.مهربوی مدرسه میدهد،سروصدای بچه ها،ضربه خوردن توپ درساعات ورزش و فرو رفتن در رویاهای رنگین.مهربوی مدرسه میدهد،حتی اگرمدرسه ات پشت زمان جامانده باشد.

نماز آیات

نماز آيات چيست و علت شرعى وجوب آن کدام است؟

ج: نماز آيات دو رکعت است که هر رکعت آن پنج رکوع و دو سجده دارد و اسباب شرعى وجوب آن عبارت است از: کسوف خورشيد و خسوف ماه، اگر چه مقدار کمى از آنها گرفته شود؛ زلزله و هر حادثه غيرعادى که باعث ترس بيشتر مردم شود مانند بادهاى سياه يا سرخ و يا زرد که غيرعادى باشند؛ تاريکى شديد، فرو رفتن زمين و ريختن کوه، صيحه آسمانى و آتشى که گاهى در آسمان ظاهر مى‏شود. در غير از کسوف و خسوف و زلزله، بايد آن حادثه موجب ترس و وحشت بيشتر مردم شود، و حادثه‏اى که ترس آور نباشد و يا موجب ترس و وحشت افراد نادرى گردد، اعتبار ندارد.

 

نماز آيات چگونه بايد خوانده شود؟

ج: به چند صورت مى‏توان آن را بجا آورد:
صورت اول: بعد از نيت و تکبيرة الاحرام، حمد و سوره خوانده شود و به رکوع برود، سپس سر از رکوع برداشته و دوباره حمد و سوره را بخواند و به رکوع رود و باز سر از رکوع بردارد و حمد و سوره بخواند و به رکوع رود و سپس سر از رکوع بردارد و همين طور ادامه دهد تا يک رکعت پنج رکوعى که قبل از هر رکوعى حمد و سوره خوانده است انجام دهد، سپس به سجده رفته و دو سجده نمايد و بعد براى رکعت دوم قيام کند و مانند رکعت اول انجام دهد و دو سجده را بجا آورد و بعد از آن تشهد بخواند و سلام دهد.
صورت دوم: بعد از نيت و تکبيرةالاحرام، حمد و يک آيه (البته احتساب بسم‌الله به عنوان يک آيه خلاف احتياط است) از سوره‏اى را قرائت کرده و رکوع کند، سپس سر از رکوع بردارد و آيه ديگرى از آن سوره را بخواند و به رکوع رود، و بعد سر از رکوع برداشته و آيه ديگرى از همان سوره را قرائت نمايد و همين طور تا رکوع پنجم ادامه دهد تا سوره‏اى که پيش از هر رکوع، يک آيه از آن را قرائت کرده، قبل از رکوع آخر تمام شود. سپس رکوع پنجم را بجا آورد و به سجده رود، و پس از اتمام دو سجده، براى رکعت دوم قيام نمايد و حمد و آيه‏اى از يک سوره را بخواند و به رکوع برود و همين طور مانند رکعت اول ادامه دهد تا تشهد بخواند و سلام دهد و چنانچه بخواهد براى هر رکوعى به يک آيه از سوره‏اى اکتفا کند، نبايد سوره حمد را بيش از يک مرتبه در اول آن رکعت بخواند.
صورت سوم: يکى از رکعت‌ها را به يکى از دو صورت و رکعت ديگر را به نحو ديگر بجا آورد.
صورت چهارم: سوره‏اى را که آيه‏اى از آن را در قيام پيش از رکوع اول خوانده، در قيام پيش از رکوع دوم يا سوم يا چهارم تکميل نمايد، که در اين صورت واجب است بعد از سر برداشتن از رکوع، سوره حمد را در قيام بعدى اعاده نموده و يک سوره يا آيه‏اى از آن را اگر پيش از رکوع سوم يا چهارم است، قرائت کند، و در اين صورت واجب است که آن سوره را تا قبل از رکوع پنجم به آخر برساند.

......این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوستــ

 

ادامه نوشته

غـــــدیــــــر بزرگترین عید خدا

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

سال دهم هجرت بود و پیامبر از آخرین سفر حج خود باز می گشت، گروه انبوهی که تعدادشان را تا صد و بیست هزار رقم زده اند او را بدرقه می کردند تا این که به پهنه بی آبی به نام غدیر خم رسیدند.

نیم روز هیجدهم ذی الحجه بود که ناگهان پیک وحی بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد و از جانب خدا پیام آورده که: «ای رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به گوش مردم برسان و اگر چنین نکنی رسالت او را ابلاغ نکرده ای و خداوند تو را از گزند مردمان حفظ خواهد کرد» پیامبر دستور توقف دادند و همگان در آن بیابان بی آب و در زیر آفتاب سوزان صحرا فرود آمدند و منبری از جهاز شتران برای پیامبر ساختند و رسول خدا بر فراز آن رفته و روی به مردم کردند. ابتدا خدای را سپاس فرموده و از بدیهای نفس اماره به او پناه جست و فرمود: ای مردم بزودی من از میان شما رخت بر می بندم، آنگاه می افزاید چه کسی بر مومنین در ارزیابی مصلحت ها و شناخت و تصرف در امور سزاوارتر است همه یک سخن می گویند خدا و پیامبر داناترند.

رسول گرامی می فرماید: آیا من به شما از خودتان اولی و سزاوارتر نیستم و همگان یک صدا جواب می دهند که چرا چنین است. آنگاه فرمود: من دو چیز گرانبها در میان شما می گذارم یکی ثقل اکبر که کتاب خداست و دیگری ثقل اصغر که اهل بیت منند. مردم، بر آنان پیشی نگیرید و از آنان عقب نمانید. آنگاه دست علی (ع) را در دست گرفت و آن قدر بالا برد که همگان او را در کنار رسول خدا دیدند و شناختند. سپس فرمود: خداوند مولای من و من مولای مؤمنان هستم و بر آنها از خودشان سزاوارترم. ای مردم هر کس که من مولا و رهبر اویم این علی هم مولا و رهبر اوست و این جمله را سه بار تکرار کرد و چنین ادامه داد: پروردگارا، دوستان علی را دوست بدار و دشمنان او را خوار. خدایا علی را محور حق قرار ده و سپس فرمود: لازم است حاضران این خبر را به غایبان برسانند. هنوز اجتماع به حال خود باقی بود که دوباره آهنگ روح بخش وحی گوش جان محمد صلی الله علیه و آله را نواخت که:‌ «امروز دینتان را برایتان کامل نمودم و نعمت خود را بر شما به پایان رساندم و اسلام را به عنوان دین برایتان پسندیدم» و بدین سان علی (ع) از جانب خداوند برای جانشینی پیامبر (ص) برگزیده شد.

برای این روز شریف اعمال زیادی وارد شده که ما به اختصار به بعضی از این اعمال اشاره می کنیم. (جهت تفصیل بیشتر به کتاب شریف مفاتیح الجنان مراجعه شود.)

1- روزه.

2- غسل کردن.

3- زیارت حضرت علی(ع) که یکی از آنها زیارت "امین الله" است.

4- خواندن دعای "ندبه".

5- چون مؤمنی را ملاقات کند، این تهنیت را بگوید: «الحمد الله الذی جعلنا من المتمسّکین بولایه امیر المومنین و الائمه المعصومین علیهم السلام

بوی ماه مهر

به نام یگانه لایق پرستش

بهار مدرسه

      بهار می آید ، بی هیچ دغدغه ای از این که در دل ما به چه اندازه زمستان باقی است .
بهار می داند که در سپیده دم حضورش ، شب زمستان چگونه رنگ خواهد یافت . بهار می آید دست می افشاند و پای می کوبد، می رقصد و می پیچد؛ بی هیچ شرمی شرحی از حضور در سوگواری هایمان . درد هایمان را جدی نمی گیرد و در مراسم عزایمان شرکت نمی کند ، که بهار نشانی ما را می داند و اندازه هایمان را می شناسد .
      بهار می آید تا امروز را باور نکنیم ؛ تا فردا را بی هیچ ضمانتی ، بی اعتبار ورایگان به ما بفروشد ؛ می آید تا سر سفره ی ما به اندازه ی دستان تفاوت زده مان به تساوی متجلّی گردد. بهار می آید تا لباسی از گل سبزه و نور قناری ، با کمی ته مزه ی تلخ عبور از سرما ، بر تن یخ زده ی باور ما پوشاند . بهار می آید و نخواهد پرسید چه کسی تنهایی در عبور از شب وسرما ، در ته دره ی پستی گم شده ؟ یا چه کسی گول زمستان را خورد و ندانست که بر شاخه ی خشکیده وسرمازده ی تنهایی ، شعر بلبل جاری است ؟ در پس باور پیچیده ی انسانی ما نیز ، زمستانی فانی است !
چه کسی هست که باور باشد وکه باید بشود . از همین جاست که باید افروخت . زندگی جایی نیست ، ماییم که هستی جاری طلب و عاشقی و دانستن ، باور وحلم وتنعم ، زاد راهی کافی است .
 به خاطر بسپار بهار می آید : به ترانه ، به نسیم ، به شکفتن ، به شقایق ، اما ، اگر از آمدنش خواب روی ، اگر از آمدنش نشئه ی طعم عسل باغ شوی ، یا که چشمان غزال به درشتی بردت تا شب خواب سرنوشتت باقی است وزمستان جاری است.

ادامه نوشته

يا شمس شموس

 

امام علی ‌بن موسی‌الرضا (علیه السلام) هشتمین امام شیعیان از سلاله پاک رسول خدا و هشتمین جانشین پیامبر مکرم اسلام می‌باشند.

ایشان در سن 35 سالگی عهده‌دار مسئولیت امامت و رهبری شیعیان گردیدند و حیات ایشان مقارن بود با خلافت خلفای عباسی که سختی‌ها و رنج بسیاری را بر امام رواداشتند و سر انجام مأمون عباسی ایشان را در سن 55 سالگی به شهادت رساند. در این نوشته به طور خلاصه، بعضی از ابعاد زندگانی آن حضرت را بررسی می‌نماییم.

تولد امام:

حضرت رضا (علیه السلام) در یازدهم ذیقعدﺓ الحرام سال 148 هجری در مدینه منوره دیده به جهان گشودند.

لقبها
رضا، صابر، زكي، ولي، فاضل، وفي، صديق، رضي، سراج الله، نورالهدي، قرة عين المؤمنين، مكيدة الملحدين، كفوالملك، كافي الخلق، رب السرير، و رئاب التدبير

مشهورترين لقب
مشهورترين لقب آن حضرت رضا است و در سبب اين لقب گفته اند: او از آن روي رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودي پيامبران خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده : از آن روي كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سر انجام، گفته شده است: از آن روي او را رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد.

دانش آموز خوبم ؛ با كليك ( ادامه ي مطلب ) از ادامه ي مطالب در باب تولد امام هشتم (ع) بهره مند شويد !

ادامه نوشته

ماه رمضان ، ماه ضیافت خدا

ماه ترین ماه خدا

دعاى امام على(عليه السلام) هنگام رؤيت هلال رمضان

امير المؤمنين (عليه السلام) مى‏فرمايد: آنگاه كه ديدى هلال (ماه رمضان) را فلا تبرح، خشم نگير و عصبانى نشو، و «قل اللهم انى اسالك خير هذا الشهر، و فتحه و نوره، و نصره،و بركته، و طهوره، و رزقه، و اسئلك خير ما فيه و خير ما بعده، و اعوذ بك من شر ما فيه و ما بعده، اللهم ادخله علينا بالامن و الايمان، و السلامة و الاسلام، و البركة و التقوى، و التوفيق لما تحب و ترضى‏» (1)

و بگو بار پروردگارا خير و خوبى در اين ماه را از تو مى‏خواهم و همچنين فتح و پيروزى (بر شيطان) و نورانيت، و يارى (بر روزه‏دارى) و بركت و طهارت، و روزى اين ماه را از تو مى‏طلبم، و از تو خير آنچه در اين ماه هست و بعد از ماه مسئلت مى‏نمايم، و به تو پناه مى‏آورم از شر و بدى آنچه در اين ماه مى‏باشد، و آنچه بعد از آن است، بار پروردگارا اين ماه را با امن و امان و ايمان به تو و سلامت نفس و نعمت اسلام، و بركت و تقوى و توفيق يافتن به آنچه تو دوست مى‏دارى و راضى مى‏گردى بر ما وارد گردان (كه همه اوصاف شايسته را در اين ماه داشته باشيم).

پى‏نوشت:

1- من لا يحضره الفقيه، ص 100.

آداب و شرايط روزه‏ دار

روزه فقط امساك از اكل و شرب نيست، بلكه شرائطى ديگر هم همراه آن است، تعهد و مسؤوليتهاى انسان در برابر روزه، اين فريضه الهى زياد است.

روزه چهار گروه مقبول نيست

حضرت صادق(عليه السلام) فرمود:( لا صيام لمن عصى الامام، و لا صيام لعبد آبق حتى يرجع، و لا صيام لامراة ناشزة حتى تتوب، و لا صيام لولد عاق حتى يبر، (1))

روزه نيست‏براى كسى كه امام و پيشواى خود را نافرمانى كند و از او اطاعت ننمايد، و صحيح نيست روزه عبد فرارى، تا مراجعت كند و به خدمت‏باز نگردد، و روزه زن ناشزه درست نمى‏باشد تا توبه كند و در اختيار همسرش قرار گيرد و همچنين روزه فرزند عاق شده پدر و مادر تا خوب نشود و اصلاح نگردد، مورد قبول قرار نمى‏گيرد، و روزه به حساب نمى‏آيد بلى يكى از ابعاد سياسى اين حديث‏شريف، اطاعت و فرمانبرى پيروان و رهروان مسلمان از راهبر و پيشواى مذهبى است. فاطمه (سلام الله عليها) در آداب صائم سخن مى‏گويد

حضرت فاطمه (عليها السلام) سيده نسوان عالم در آداب روزه‏دار مى‏فرمايد: عن جعفر بن محمد عن آبائه عن فاطمه (عليهم السلام): «انها قالت: ما يصنع الصائم بصيامه اذا لم يصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه‏» (2) .

جعفر بن محمد (عليهما السلام) از آباء گرامش از فاطمه دخت گرام رسول الله (صلى الله عليهم اجمعين) روايت مى‏نمايد: كه حضرت زهرا (عليها السلام) فرمود: صائم با روزه خويش كارى نكرده (يعنى حق روزه را ادا نكرده) هرگاه زبان و گوش و چشم و جوارحش را از (آنچه كه بر آنها حرام است) حفظ نكرده باشد.

يعنى روزه يك مسماى واقعى از حفظ شكم از كل خوردنيها و نوشيدنيها و مبطلات ديگر و خلاصه‏اى از اجتناب از گناهان و معصيت‏خداوند مى‏باشد، زيرا روزه‏دار بدون پرهيز از تمامى محرمات روزه واقعى را در خويش تحقق نبخشيده است.

پنج‏خصلت موجب افطار روزه و بطلان وضوء مى‏شود.

اگرچه امروز فقهاى عالى مقام اين موارد را مبطل روزه و وضوء نمى‏دانند زيرا كمتر كسى است در زمان ما و فرهنگ طاغوت زده و غرب زده ما از اين اوصاف رذيله بپرهيزد، آن خصال پنج گانه از بيان پيامبر گرامى اسلام چنين است: «خمس خصال يفطرن الصائم، و ينقضن الوضوء الكذب، و الغيبة و النميمة، و النظر بشهوة، و اليمين الكاذبة‏» (3)

پنج صفت است كه روزه را باطل و وضوء را مى‏شكند، دروغ و غيبت و سخن چينى و نظر شهوت انگيز، و قسم دروغ.

اين اوصاف ذميمه براستى اثر معنوى و روحانى روزه و وضوء كه يك عبادت است در اسلام خنثى مى‏كند، و اجر و ثواب روزه و وضوء را نابود مى‏نمايد.

كيفيت روزه دارى از صحف ادريس عليه السلام

درصحف ادريس (عليه السلام) است: «اذا دخلتم فى الصيام فطهروا نفوسكم من كل دنس و نجس و صوموا لله بقلوب خالصة صافية منزهة عن الافكار السيئة و الهواجس المنكرة فان الله سيحبس القلوب اللطخة و النيات المدخولة و مع صيام افواهكم من الماكل، فلتصم جوارحكم من الماثم فان الله لا يرضى منكم ان تصوموا من المطاعم فقط لكن من المناكير كلها و الفواحش باسرها» (4)

حضرت ادريس پيامبر (عليه السلام) در صحف خويش فرمود: هرگاه وارد ماه صيام شديد، پس خويشتن را از هر پليدى و ناپاكى پاك سازيد، (درون خود را براى پذيرش عبادت ويژه خداوند پاكسازى نمائيد) و روزه بگيريد براى خداوند با قلبى خالص و نورانى و پاك از فكرهاى بد، و صداهاى نامفهوم و بى معنى و زشت، زيرا خداوند حبس مى‏نمايد دلهاى ناپاك و نيتهاى غير خالص شما را و دهنهاى شما نبايد فقط با امساك از خوردنيها صائم و روزه‏دار باشد. بلكه بايد جوارح شما از گناهان نيز روزه باشد (يعنى اعضاء شما هم بايد از معصيت‏خدا امساك نمايد) و همانا خداوند راضى نمى‏گردد و خشنود نمى‏شود از شما به اينكه فقط از خوردنيها پرهيز كنيد، بلكه از كل منكرات و زشتيها بايد پرهيز نمائيد تا آنجا كه تغيير حالت پيدا كنيد.

۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures ۩۞۩

فضیلت ماه مبارک رمضان

رمضان ، ماهی است که در آن قرآن فرو فرستاده شده است ؛ [ کتابی ] که مردم را راهنما و [ در بر دارنده ] نشانه های آشکار هدایت ومیزان تشخیص حق از باطل است . سوره مبارکه بقره آیه 185

درهای آسمان در شب اول ماه رمضان گشوده می شود وتا آخرین شب این ماه بسته نمی شود. پیامبر اکرم (ص)

بدبخت واقعی کسی است که این ماه را پشت سر گذارد و گناهانش آمرزیده نشود . پیامبر اکرم (ص)

رمضان ، رمضان نامیده شد ؛ زیرا گناهان را می سو زاند . پیامبر اکرم (ص)

خداوند ماه رمضان را میدان مسابقه ای برای آفریدگان خود قرار داده تا با طاعتش برای خشنودی او از یکدیگر پیشی گیرند . امام حسن (ع )

امام صادق(علیه السلام):
خواب روزه دار عبادت،
خاموشي او تسبيح،
عمل وي پذيرفته شده
و دعاي او مستجاب است."

****
حلول ماه مبارک رمضان، ماه رحمت و برکت و غفران بر شما مبارک باد.

دوستان عزیز از والپیپر های زیبای ماه مبارک رمضان دیدن فرمایید.

ادامه نوشته

شعبان المعظم

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

شعبان ماه من است

ماه شعبان، ماه هشتم از ماه های قمری، ماهی بسیار شریف و منسوب به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است.
پیامبر فرمود:«شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه خدا. هر کس یک روز از ماه من را روزه بگیرد، من در قیامت شفیع او خواهم بود.»
پیامبر ماه شعبان را روزه می‌داشت و آن را به ماه رمضان وصل می‌کرد.

هنگامی که ماه شعبان فرا می رسید امام سجاد علیه السلام اصحاب خود را فرا می‌خواند و درباره فضیلت این ماه سخن گفت. آنگاه می‌فرمود:«هر کس برای محبت پیامبر و تقرب به خداوند، ماه شعبان را روزه بدارد، خداوند او را در روز قیامت مشمول کرامت خود می‌گرداند و بهشت را برای او لازم می شمارد.»

بر هر حال علاوه بر روزه که فضیلت بسیاری دارد، اعمال دیگری همچون نماز و اذکار و دعاها و استغفار نیز در این ماه وارد شده است که در کتاب شریف مفاتیح الجنان در فصل اعمال ماه شعبان ذکر شده است.
حوادث و وقایع تاریخی فراوانی نیز در ماه شعبان روی داده که مهمترین آن ولادت امام حسین(ع) و امام سجاد(ع) و حضرت مهدی (عج) و حضرت ابوالفضل العباس (ع) است.

نوروز

 

هو المصور

ساقيا آمدن عيد مبارک بادت
وان مواعيد که دادي مرود از يادت
سال نو و نوروز باستاني مبارک

* سال نو مبارک باد * 


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

تکلیف نوروزی

۱- متن زیر را به دقت خوانده و به سوالات مطرح شده پاسخ دهید .

یعقوب (ع) یحب یوسف کثیرا و اما اخوه یوسف یحسدون . صباح الیوم الاتی . ذهبوا عند ابیهم و قالوا : یوسف طفل یحب اللعب . نحن نذهب الی الصحراء دائما و هو وحید فی البیت . ثم وافق یعقوب (ع) و ذهب  یوسف مع اخوته الی الصحراء . بین الطریق اخوته جعل یوسف فی البئر و حینما رجعوا الی البیت قالوا : یا ابانا ! الذئب اکل یوسف .

الف) فعل های ماضی و مضارع را در متن پیدا کرده و در جای مناسب بنویسید .

ردیف

ماضی

مضارع

نام صیغه

ضمیر منفصل

ضمیر متصل

ترجمه

۱

۲

۳

۴

۵

۶

۷

۸

۹

۱۰

۱۱

۱۲

ب) متن داده شده را به صورت کامل ترجمه نمایید .


۲- با توجه به صیغه های داده شده افعال خواسته شده را بنویسید .

الف: ماضی مفرد مونث مخاطب از ( سَمِعَ )                           ........................ .

ب: مضارع جمع مذکر غایب از ( غَرَسَ ـِ )                               ........................ .

پ: ماضی مثنی مونث مخاطب از ( فَهِمَ )                             ........................ .

ت: مضارع متکلم مع الغیر از ( شَکَرَ ـُ )                                ........................ .

ث: ماضی جمع مونث مخاطب از ( نَظَرَ )                              ........................ .

ج: مضارع مفرد مذکر مخاطب از (قَدَرَ ـِ )                              ........................ .

چ: ماضی متکلم وحده از ( نَجَحَ )                                      ......................... .

ح: مضارع مثنای مذکر غایب از ( عَمِلَ ـَ )                            ......................... .

خ: ماضی جمع مذکر غایب ( رَجَعَ )                                    ........................ .

د: مضارع مفرد مونث مخاطب از ( ضَحِکَ ـَ )                          ....................... .

ذ: ماضی مثنای مونث غایب از ( وَصَلَ )                              ....................... .

ر: مضارع جمع مونث مخاطب از (لَعِبَ ـَ )                            ....................... .

 

خاطرات آزادگان سر افراز

خاطرات آزادگان سر افراز

ایرانی های باهوش

آن روز بعد از نماز همه را جمع کردم ته آسایشگاه :« بچه ها می دونید که فرا پس فردا صلیبی ها می خوان بیان . از الان بایدحواسمون رو جمع کنیم درست عمل کنیم . درد دلهای شخصی ما برای صلیب نیست . ما بهشان اعتماد نداریم . معلوم نیست از حرفهای ما چه چیز هایی به گوش عراقی ها می رسه . بهشون احترام بذارید.بذارین بفهمن ما چه مسلمونایی هستیم .»

حاج آقا ابترابی هم نشسته بود و مثل بقیه با دقت گوش می داد . این دفعه باید از وضع کتابهایمان به آنها می گفتیم . ما می خواستیم درس بخوانیم کتاب خوب نداشتیم . می خواستیم قرآن بخوانیم نداشتیم . قرار شد صلیب سراغ هر کس رفت از کتابهای کهنه و قدیمی اردوگاه بگوید که به هیچ دردی نمی خوردند . فشار بیاوریم تا برایمان کتاب های به روز بیاورند . خیلی وقت بود کفش نداده بودند . زیر پوش هایمان پاره بود ولی نباید از هیچ کدام این ها می گفتیم . فقط باید از کتاب ها حرف می زدیم . برای تمام درس ها کتاب می خواستیم : انگلیسی و فرانسه و آلمانی و ریاضی و فیزیک و شیمی و نهج البلاغه و عربی و زیست و فارسی و... از اکابر تا دکترا . یک فهرست از این کتاب ها نوشتیم . حاج آقا ابوترابی هم یک فهرست برای خودش نوشت : تبیان و اصول فقه و جامع الدروس و منطق مظفر و...

صبح مجید غلاث فهرست ها را دید . کلی با هم خندیدیم . به حاج اقا گفت : حاج آقا این جا رو که نمی ذارن حوزه ی علمیه بشه . حاج آقا هم خندید و گفت : آقا جان ما می نویسیم ، شد شد ، نشد هم که نشد .

صبح کله ی سحر دو تا گوسفند چاق و چله آوردتد اردوگاه . دیگ معلوم شد نماینده های صلیب دارند می آیند . هیچ وقت از غذای ما به آنها نمی دادند . گوشتهای ما یخ زده بود . بعضی وقتها کرم هم گذاشته بود . با همه ی اینها بعضی شان می آمدند سر سفره ی ما غذا می خوردند .

ساعت ۹ در اردوگاه رو که خیلی کم باز می شد و زود بسته میشد را باز کردند و گروه صلیب سرخ آمد تو . ما نباید بیرون اردوگاه رو می دیدیم . سربازها را عقب نگه داشته بودند . گونی های نامه را پشت سرشان می کشیدند روی زمین . از دور بعضی ها را شناختم : پل و آرتور و خانم لوچیا . سی سالش هم نمی شد . به خاطر ما پیراهن گشاد و آستین بلند می پوشید ، روسری هم سرش می کرد . نیکل هم آمد ، فرانسوی بود ولی سوئیسی حرف می زد . بیشترشان سوئیسی بودند لیسانس داشتند انگلیسی و سوئیسی رو مسلط بودند .

من و پل و چندتا از بچه ها با هم حرف زدیم که عباس از آن طرف آمد و با پل دست داد و به فرانسه با او سلام و علیک کرد . چند وقت بود توی کلاس فرانسه اسن نوشته بود و توی هشت ماه مسلط شده بود ، اوایل که صلیب می آمد فقط چند نفر انگلیسی حرف می زدند . آنها مجبور بودند با خودشان مترجم بیاورند . حالا بیشتر بچه ها مستقیم انگلیسی با آنها حرف می زدند . صلیبی ها هم بین خودشان فرانسوی می زدند که ما نفهمیم . عباس هم می خواست حال پل را بگیرد گرفته بودش به حرف و تند تند به فرانسه از مشکلات اردوگاه می گفت . پل مانده بود چه کند؟ به او گفت :« همین چند ماه پیش تو فقط انگلیسی حرف می زدی ؟»

دستش راگذاشت روی شانه ی پل و گفت:« می دونی چیه؟من روزها انگلیسی می خونم شبها فرانسه می ذارم زیر سرم .»

دیگر نتونستم جلوی خودم را بگیرم زدم زیر خنده . پل نفهمید چه می گوید عباس برایش توضیح داد :«ما روی کاغذ سیگار و کاغذ تاید درس می خونیم . کاغذ تاید رو می ذاریم خیس می خوره لایه لایه از هم جدایش می کنیم بعد می ذاریم دوباره خشک بشه و هر کدومش یک صفحه برای جزوه نوشتن بشه . این ها را توی بالشمون جاسازی می کنیم . شبها در می آریم و تا صبح تمرین می کنیم . حالا دلتون می آید برامون کتاب نیارید ؟»

پل چیزی نداشت که بگوید فقط یک جمله گفت و رفت :« پدر من می گفت ایرانی ها باهوش ترین انسان های دنیان اگه بهشون میدون بدین از میدون به درت می کنن . »

www.aksha.ir تصاویر زیبا ساز وبلاگ